<< يکی بود که يکی بود >>
ليلی

سلام

برای گذاشتن مطلب کمی دیر شد، می دونم دیر کردم اما یه جورایی بود که نمی تونستم مطلب بذارم.

بگذریم ، ما می گذریم تا به وقتش از ما، از همه اشتباهاتمون بگذرند.

حالا بریم سر وقت یه مطلب جدید، دوست دارم این جوری شروع بشه

از عمرمن آنچه هست برجای

بستان و به عمر لیلی افزای

تا حالا بهش فکر کردی؟! به کی ؟ به لیلی به داستان لیلی و مجنون، به آنهمه عشق و وفاداری، غم انگیزِه مگه نه؟!

اما شاهکارِه، موافقی.

نگو که وجود نداره باور کن هنوزلیلی هست، مجنون هم هست، یه مجنون و لیلی درست و حسابی.

منم مجنون آن لیلی که صد لیلی ست مجنونش

می پرسی تو این دوره زمونه لیلی کجا بود؟! مجنون دیگه پیدا نمی شه؟!

نگاه کن به خودت ببین چقدرمجنونش هستی ؟! نگاه کن ببین از لیلی چه چیزی کمتر داره؟!

یه وقت هایی ما توی زندگی نقش های مختلفی بازی می کنیم، پدرمیشیم، مادرمیشیم، فزرند میشیم، دوست میشیم، و حتی عاشق میشیم.

اما چقدرخوب میشد که نقش اصلی زندگیمون رو فراموش نمی کردیم. نقشی که تا خوب بازیش نکنیم انگار زندگیمون معنی پیدا نمی کنه، یه نقش مهم نه سیاهی لشگر، نقشی که بخاطر اون بدنیا اومدیم.

می پرسی چه نقشی؟ میگم نقش عاشقی.

بلدی ؟! مگه نه! می دونم که یه جورایی تجربش کردی.

همه ما یه جورایی عاشق شدیم، یه جورایی می فهمیم، یه حسِ مشترکه بین همه آدمهاست، اما خوش بحال اونکه تو بازیهای عشق، بازیچه نشد و فقط و فقط خواست که یک معشوق با وفا داشته باشه، معشوقی که هیچ وقت تنهاش نمی ذاره، معشوقی که ازخودش بیشتردوستش داره، یه معشوق که اول و آخرش فقط خودشه، همین.

چه کسی رو سراغ داری که به جزء اون تنهات نذاره! چه کسی رو سراغ داری که هروقت که بخوایش از هر کسِ دیگه به تو نزدیکتر باشه! چه کسی رو سراغ داری که با همه اشتباهات و بی وفایی که داری بازهم نگرانت باشه! چه کسی رو سراغ داری که همه چیز رو برای تو بخواد و فقط تو رو برای خودش! چه کسی تو رو همین جوری که هستی قبول می کنه! اگه زشت باشی، اگه خوشگل باشی، اگه بدترین مشکل دنیا رو داشته باشی همین طوری  که هستی بدون اینکه بخوای ازش پنهون کنی تو رو می پذیره؟!چه کسی رو سراغ داری که بهش بی اعتنایی بکنی اما باز فراموشت نکنه!

خدا گفت: به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید .

آزمونتان تنها همین است : عشق. و هرکه عاشق تر آمد، نزدیکتر است. پس نزدیکتر آیید، نزدیکتر.

عشق، کمند من است. کمندی که شما را پیش من می آورد. کمندم را بگیرید.

عشق، فرصت گفتگو ست. گفتگو با من.

با من گفتگو کنید ...

تو به من بگو واقعا" چه کسی رو به جزء خودش سراغ داری؟!!!

بگو تا حالا چند بار به عشقش عمیق فکر کردی؟! 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٥ - درنا